زندگینامه ی اجمالی از شیخ محمد رفعت

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

موضوعات وب

آخرین مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    ________________ ایمیل مدیر وبلاگ sajad1996_1@yahoo.com telavatha@niloblog.com ---------------------------- telavatha.niloblog.com تماس با ما


     امیرالنغم استاد محمود شحات انور*حفظه الله*

    TakLike.COM

    ساخت كد صوتی آنلاين

    پر مخاطب ها

    برچسب ها

    «اين بچه انگار فرزند شاهان است، اين را چشمانش می‌گويند»، روز بعد رفعت در حالی‌كه از شدت درد چشمانش گريه می‌كرد از خواب بيدار می‌شود و ديری نپاييد كه بينايی‌اش را از دست می‌دهد، گفته می‌شود كه هنگام تولدش زيباروی بود و چشم زخم خورد به گونه‌ای كه يكی از چشمانش كاملا كور و بينايی چشم ديگرش ضعيف شد ولی می‌توانست با آن ببيند، اين وضعيت تا سال 1936 ادامه داشت و در آن تاريخ پس از قرائت سوره كهف در مسجدی در اسكندريه مردم به سويش برای معانقه و ديده‌بوسی يورش آوردند و دست يكی از آنان به صورت غيرعمدی در آن يكی چشمش فرو رفت و بينايی‌اش را به‌طور كامل از دست داد.

     

    نقش پدرش در حفظ قرآن كريم

    پدرش در پنج سالگی بسته‌ای آموزشی درباره حفظ و تلاوت قرآن كريم به او هديه داده و او را راهی مكتب مسجد «فاضل باشا» كرد و قبل از 10 سالگی قرآن را حفظ كرد، مدرس محمد رفعت او را به خاطر حفظ و قرائت زيبايش دوست می‌داشت بنابراين تجويد را به او ياد داد و مدرك حفظ و تجويد قرآن كريم را قبل از 16 سالگی به وی اعطا كرد.

    با فوت پدرش، محمد رفعت كه 15 سال بيشتر نداشت؛ خود را سرپرست خانواده يافت تا اين‌كه به عنوان قاری سوره جمعه در مسجد فاضل تعيين شد، معروف شد و افراد بسياری برای شنيدن صدايش به مسجد می‌آمدند و تا 30 سال در اين مسجد قرائت كرد.

     

     

    شيخ محمد رفعت، قاری منطقه‌ای و جهانی

     

     

    در تاريخ 31 می 1934 راديو «مصر» افتتاح شد و از شيخ محمد رفعت درخواست شد تا به عنوان اولين قاری قرآن در راديو قرائت كند با نگرانی از اين‌كه اين موضوع حرام يا مكروه باشد، اين درخواست را رد كرد تا اين‌كه از شيخ وقت الازهر «شيخ محمد الأحمدی الظواهری» استفتاء كرد و جواب را مثبت يعنی حلال يافت، بنابراين اولين بار سوره «فتح» را در راديو مصر قرائت كرد.

    راديوهای جهانی از جمله راديو برلين، لندن و پاريس در خلال جنگ جهانی دوم، برنامه‌های عربی خود را با قرائت شيخ محمد رفعت آغاز می‌كردند، شيخ هيچ‌گاه دنبال پول و مال نبوده است.

     

     

     

    شيخ محمد رفعت اسلام را با صدايش تبليغ می‌كرد

     

    در روزی از روزها شيخ محمد رفعت با «علی خليل» معروف به شيخ راديو همراه با يك افسر انگليسی ديدار كرد، علی خليل گفت كه اين افسر صدای رفعت را در كانادا شنيده بوده بنا‌براين تصميم گرفته برای آشنايی با شيخ رفعت به قاهره بيايد، بعدها آن افسر انگليسی تحت تاثير رفعت به اسلام گرويد.

    شيخ محمد رفعت علاوه بر توانايی فوق العاده‌ايی كه در هماهنگ‌كردن صدا با آيات قرآنی داشت، «سيد اذان‌گويان» به شمار می‌رفت، هنگامی كه صدای اذانش را می‌شنيدم بهترين اذان بود، به‌ويژه هنگامی كه «الله أكبر» می‌گفت، لفظ جلاله «الله» را با صدای بلندتر و رساتری نسبت به «اكبر» اداء می‌كرد. شمار بسياری از مردم بعد از شنيدن اذان شيخ محمد رفعت اسلام آوردند و صوت وی ايمان و يقين مومنان را افزون ساخت.

     

     

    گوشه‌ای از انسانيت و اخلاق شيخ رفعت

    شيخ محمد رفعت زندگی زاهدانه و باعزتی داشت و هيچ‌گاه در به‌دست آوردن مال دنيا طمع و حرص نداشت، درخواست راديوی غيردولتی مصر مبنی بر پخش بعضی از آيات قرآن كريم با صدايش را نپذيرفت زيرا معتقد بود كه ترانه‌های نامناسبی كه از همان راديو پخش می‌شود تناسبی با بركات و تعاليم آيات قرآن ندارد.

    يك بار كه به عيادت دوست بيمارش كه آخرين لحظات عمرش را می‌گذراند، رفته بود هنگامی كه می‌خواست بلند شود، بيمار دستش را در دست گرفت و با اشاره به دختر خردسالش گفت: چه كسی سرپرستی اين كودك كه فردا يتيم می‌شود را برعهده می‌گيرد؟ اين موضوع شيخ محمد رفعت را سخت متاثر كرد و در روز بعد كه سوره ضحی را قرائت می‌كرد و به آيه «فَأَمَّا الْیَتِيمَ فَلا تَقْهَر»(9)/ (الضحى) رسيد صدای گريه‌اش بلند شد و اشك مانند سيل از چشمانش سرازير شد؛ زيرا وصيت دوستش را به ياد آورد، سپس مبلغی را به اين دختر اختصاص داد تا اين‌كه بزرگ شد و ازدواج كرد.

    بين شيخ محمد رفعت و «محمد عبدالوهاب» موسيقی‌دان صاحب سبك در موسيقی كلاسيك مصر يك رابطه دوستی برقرار بود به گونه‌ای كه عبدالوهاب سعی می‌كرد همه شب‌هايش را در منزل شيخ رفعت در منطقه «سيده زينب» بگذراند.

     

     

    بيماری و مرگ

    در سال 1942 به بيماری دچار شد و با مراجعه به بسياری از پزشكان بعضی از مسكن‌ها را دريافت می‌كرد ولی اثر آن‌ها كوتا مدت بود، در آن زمان در روزهای دوشنبه و جمعه به راديو مراجعه می‌كرد و اين وضعيت تا سال 1948 ادامه يافت، تا اين‌كه بيماری شدت يافت؛ يك‌بار در حين قرائت در راديو حالش به علت بيماری مضطرب شد؛ بنابراين به‌علت نگرانی از دست‌دادن جايگاهش به عنوان يك قاری بزرگ از رفتن به راديو سرباز زد و قرائت در مسجد فاضل در كوی حضرت زينب(س) را ترجيح داد.

    هنگامی كه احمد الصاوی (روزنامه نگار) خواستار كمك به شيخ محمد رفعت و ياری‌دادن به وی شد، كمك‌ها و مساعدت‌ها از تمام نقاط جهان اسلامی به سويش سرازير شد ولی شيخ آن‌ها را نپذيرفت و گفت: همه عمر را بدون درازكردن دستم به سوی كسی گذراندم و اين فضل خدا به من بود، درآمد منزلم و يك قطعه زمين كه در آن چند مغازه هست را دارم، اين درآمد كفاف مخارج درمانم را می‌دهد و در نهايت در سن 68 سالگی دار فانی را وداع گفت.

    در حالی كه راديو مصر خبر درگذشت شيخ محمد رفعت را با گفتن «ای مسلمانان امروز نمادی و سنبلی از شخصيت‌های برجسته اسلام را از دست داديم» به شنودگان خود اعلام كرد، راديو سوريه از زبان يكی مفتی‌های وقت اعلام كرد: قاری بزرگ كه صدايش به اسلام هديه داده شده بود، از ميان ما رفت.

     

    برای شادی روح  حضرت استاد محمد رفعت فاتحه ای قرائت بفرمایید

    نویسنده : سـجـّـا د بازدید : 4731 تاريخ : 29 / 5 / 1391 ساعت: 3:19 بعد از ظهر
    برچسب‌ها :

    نظر سنجی

    به نظر شما مهم ترین عامل در پیشرفت یک قاری چیست؟

    لینک دوستان

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :

    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها